زندگی عاشقانه منو همسرمزندگی عاشقانه منو همسرم، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 41 سال و 6 روز سن داره
باباییبابایی، تا این لحظه: 44 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

گلی از گلهای بهشت

مادر

1393/2/1 12:53
نویسنده : گلی
1,595 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

مادر

واژه زیبائیست

می خوام بنویسم برای مادرم

مادر عزیزم ، فدای مهربونیات ، دلم می لرزه وقتی موقع راه رفتن نفس نفس می زنی ، دلم میلرزه وقتی از درد کمر و پا ناله می کنی ، دلم میلرزه وقتی کیسه داروهات رو با یه لیوان آب میاری و مثل نقل ونبات می خوری ،

مادر عزیزم دیشب که با خواهر برادرام خونتون جمع بودیم احساس عجیبی داشتم دلم میلرزید ، بغض گلوم رو چنگ می زد ، مادرم ، عشقم ، به وسعت بزرگی خدا دوستت دارم ،

به آقایی ( پدر گلم)  گفتم آقا دوتایی تنها موندین خیلی بیشتر از اینها به خودتون برسید

کاش میشد بیشتر پیششون بود و پرستاریشون کرد 

خدایا به حرمت این روزها ، به حق فاطمه زهرا،که خودت گفتی عالمیان رو بخاطر او خلق کردی قسمت میدم سایه هیچ پدر ومادری رو بی موسم از سر هیچ خانواده ای کوتاه نکن

می ترسم ، خدایا من طاقت اون روزها رو ندارم ، به پدر و مادرم سلامتی بده که بزرگترین نعمته

 

آمیــــــــــــــــــــــــــــن

مادرم بدون فدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی داری

 

الهی زنده باشی مادرم

 

ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﺎﺩﺭ !
ﮔﻔﺖ : ﺟﺎﻧﻢ !
ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡ !
ﮔﻔﺖ : ﺑﺠﺎﻧﻢ !
ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ !
ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﻢ !
ﮔﻔﺘﻢ : ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡ !
ﮔﻔﺖ : ﺑﺨﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﻧﺎﻧﻢ !
ﮔﻔﺘﻢ : ﮐﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ !
ﮔﻔﺖ : ﺭﻭﻯ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ !
ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﺎﺭﭺ ﺁﺏ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺭﻭ ﻓﺮﺵ !
ﮔﻔﺖ : ﺍﻯ ﺧﺪﺍ ﺫﻟﯿﻠﺖ ﮐﻨﻪ ، ﺑﻤﯿﺮﻯ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﻢ ﺍﺯ ﺩﺳتت !

یول

ﺧﺎﮎ ﭘﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ !!××!!

 

مادرم برایم دعا کن تا منم مادر شوم ، مادری به مهربانی و یکتایی تو 

 

 

راستی فرشته من ، گل من ، جیگر من

منتظرتم بیای و این روزها رو به من تبریک بگی

مامانی فدای تو ماچ

 

 

 

پسندها (1)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان الی و محیا بانو
6 اردیبهشت 93 14:12
مامانی چرا به وبدون سرزمینی ونظرنمیذاری عزیز?
باران
7 اردیبهشت 93 14:07
خصوصی خانم گل